برو ...

 

مطمئن باش ، برو ...

ضربه ات کاری بود ، دل من سخت شکست ...

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود ...

و به این قلب یتیم

که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ...

تو برو تا راحت تر

تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم

  
نویسنده : سحر ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸۸
تگ ها :