حرف تازه

حقیقت عشق

 

عشق وسعت سبزی است که در هر زمینی یافت نمی شود، عشق گلبرگی نیست که با هر نسیمی به این و آن سو رود، عشق زمین لرزه نیست که بلرزاند و ویران کند، طوفانی نیست که زیرو رو کند و دور شود، سیلی نیست که بیاید و نابود کند و برود. کلامی نیست که از زبان جاری شود و از یاد رود، نگاهی نیست که بتابد و خاموش شود، عشق جرقه نیست، صدا نیست، واژه نیست .............

عشق به وسعت سبز دلهاست. درخت استواری است که در تمام وجود ریشه دوانده، عشق حقیقی ملکه قلب است نه حاکم عقل، عشق می لرزاند و آباد می کند، وزش روشنی است که زیر و رو می کند اما می سازد، همچون رودی جاری است و جاودان، عشق مانند نسیم آرام آرام در خانه دل جای و آهسته آهسته فرمان قلب را بر عهده می گیرد، عشق حقیقی کور نمی کند، کر نمی سازد، دیده را روشن      می کند و عقل را آگاه.

عاشق حقیقی عشق را به کلام نمی آورد، با نگاه سوزنده می فهماند، با زبان دل عشقش را فریاد  می زند. او آهسته و پیوسته می رود نه گاه تند و گهی خسته ....

عاشق حقیقی آرام آرام دل می دهد و هیچ گاه دل نمی کند. آنان که به دمی عاشق می شوند و به صدایی مدهوش، حقیقت سخن عشق را در نیافته اند و به همان دم آن را از یاد می برند.

عشق در وجود عاشق همانند خون جریان می یابد آرام و آهسته، جزیی از وجود   می شود، دم و بازدم می شود، با هر تپش قلب وجودش را تجلی می دهد، و تا زمان پرواز زیبای روح عاشق در جسم فانی او به حیاتش ادامه می دهد و هنگامی که روح سفر کند او نیز همراهی اش می کند، اما همیشه همزادی از خود را در وجود معشوقش به یادگار خواهد گذاشت.

عشق خاطره نیست که با گذر زمان فراموش شود، بلکه یادی است که هر چه      می گذرد تجلی نورش کثرت می یابد و درخشنده تر می شود. 

ای کسانی که پیام مقدس عشق را چنین ساده به زبان جاری می سازید بدانید که عشق حقیقی جاودانی است، ابدی است، به هر احساسی نگویید عشق، زیرا که عشق به زبان نمی آید، بر دلها حک می شود.   

 

                                                                           عاشق حقیقی باشید        

                                                                                        یا حق

 

  
نویسنده : سحر ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٤
تگ ها :