يک ترانه

سلام .... به زيبايی لبخند يک گل ... به لطافت يک شکوفه ... به مهربانی يک نگاه و به صداقت يک دل ...

دوستان عزيز از بابت نظرات با ارزشتون ممنون .... امروز براتون يک شعر زيبا ميزارم (که البته شاعرش رو نمی شناسم) تقديم می کنم به همه دوستان ... اميدوارم باب ميلتون باشه و لذت ببريد ..

***********

روز من ابريه بي تو ، شب من بي تو غريبه
آسمون مي باره وقتي از نگاهات بي نصيبه

يه سکوت سنگي انگار، ريشه کرده روي لب هام
ابري از جنس بهونه، مي باره رو تن شب هام

اي ستاره شب من، نگو که هميشه دوري
بذا تا برات بخونم، آخه تو سنگ صبوري

يه شقايقم که هستیش، روي خاک توي زمينه
اما آسمونو ميخواد، تا شايد تو رو ببينه!

چتر مهربونياتو، رو سرم بگير دوباره
مي دوني! اگه نباشي، ميميرم با يک اشاره!

اي بهار پر ترانه، کاشکي باز بياي سراغم
مثه گلها جوون ميگيرم ، اگه رو کني به باغم       

*************                

اميدوارم خوشتون اومده باشه ... نظر يادتون نره ... خوش باشيد

  
نویسنده : سحر ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٥
تگ ها :