جدايی يک قانون است (برای عرض تسليت)

سلام ...سلام به همه آنهايی که هستند ... و آنهايی که نيستند و هستند ..

هر که در اين در مقرب تر است        جام بلا بيشترش می دهند

تقديم به دوست داغدارم (ح.ج)

دوباره رسم روزگار... دوباره حادثه ... دوباره مرگ ... دوباره خاک ..........

با توام روزگار ... نديدی مادر چگونه برای بودنش نفس کشيد ... زجر انتظار را به جان خريد تا باشد و بماند ..نديدی چگونه آمدنش را فرياد زد ... نديدی پدر حصاری شد تا نهالش را از گزند آفات حفظ کند ... پدر خورشيدی از ايثار شد و مادر آسمانی از محبت ... تا نهالشان رشد کند ... قد بکشد و به اوج برسد ... حالا به سرو جوان حسوديت شد ... نگذاشتی بماند تا خورشيد و آسمان ثمره صبر و مهرشان را ببينند ... تحمل پاکی روح و زيبايی دلش را نداشتی ...  

حادثه آمد ... مرگ مسلط شد ... خاک در آغوش کشيد ....چه رسمی داری روزگار ... از آغوش گرم مادر به آغوش سرد خاک ....

و گلچين يکتا چيد گلی را که دنيا طاقت خوبی اش را نداشت ...

دوست خوبم ... پرکشيدن نا به هنگام عزيزتان را به تو و خانواده داغدارت تسليت عرض می کنم ... روحش شاد و صبر شما بسيار

  
نویسنده : سحر ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :