در سوگ ياس

بر برگ شقایق بنویسید ... گل تاب فشار در و دیوار ندارد 

 

 

 

 

باد ناله می کند ... خاک غوغا می کند، کوچه فریاد می زند ... گویا این شاهدان تاریخ رسیدن مصیبتی را اعلام می کنند، خانه با همة سکوتش نجوای حزن سرداده، و اهل خانه محبوب خود را صدا می زنند...  

کفتارهای بی شرم بیرون از خانه زوزه رسوایی سر داده اند ...

درب استوار و راسخ به آسمان می نگرد ... زمزمه می کند: کاش توان مقابله با سوختن را داشتم  و آتش را مغلوب می کردم ...

در  را می شکنند ... علی را دست بسته کجا می برند؟! ... علی زلال نگاهش را به چشمان فاطمه می ریزد ... فاطمه تاب نمی آورد ... به دنبال حیدر خسته اش کفتارها را کنار می زند، اما ... سنگدلان گرگ صفت فاطمه را ... یاس جوان را ... شکوه پاکی را بی شرمانه به سینه دیوار می سپارند .. در می سوزد ... فاطمه پشت در ایستاده ... میخ شرمگین  اما ناتوان ... سینه نازدانه محمد را می درد ... می شکند دل یاس علی را ...

پهلوی شکسته جور دل شکسته را می کشد ... علی فرو می ریزد ... باز سکوت ... با دل آرامش چه کردند ... گل یاسش را چه بی رحمانه از شاخه چیدند ...

یار مظلوم علی دست به پهلو نماز عشق را به جا می آورد ... ناله دل نزد محبوب می برد ... پدرش، فاطمه را می خواند ... فاطمه جان ... فاطمه جان ... فاطمه دیگر تاب ماندن ندارد ... فاطمه دلتنگ است ... فاطمه غمگین است ... لحظه وداع رسیده ... الوداع کودکانم ... حسن غریبم ... حسین مظلومم ... زینب صبورم ... ام کلثوم... الوداع علی جان ... الوداع ...

دل آرام 18 ساله آرام پر کشید ...

علی تاب ندارد ... توانی برایش نمانده ... یاس جوانش پر کشید ... باز هم سکوت ... علی شبانه ... در سکوتی حزن انگیز گل پاکش را به آغوش پدرش می سپارد ... به آغوش محمد ... و محمد : علی جان دلتنگ مشو که زمان وصال تو نیز نزدیک است ... زمان وصال نزدیک است ... و فاطمه : علی جان زمان وصالمان نزدیک است ... دلتنگ مباش ...

بشکند دستی که به صورت یاس سیلی زد ... سینه اش را شکافت ... پهلویش را درید ... و  غنچه ای را پیش از شکوفا شدن پر پر کرد ...

یا فاطمه ... مادر پهلو شکسته ... نگاه مهربانت را از ما دریغ مدار ... دعای خیرت را بدرقه راهمان کن ... اشکی را که برای تو بریزد نصیبمان کن ... و ... یاری کن ما را ... و شفاعت کن مارا تا از منتظران مخلص پسرت مهدی (عج) باشیم ...

الهی فرج امام زمان برسان .....

  
نویسنده : سحر ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٥
تگ ها :