گوش کن

گوش کن ... جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را ...

چشم تو زینت تاریکی نیست ...

پلکها را بتکان ... کفش به پا کن و بیا ...

و بیا تا جایی ... که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد ...

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو ...

و مزامیر شب ...

اندام تو را ...

مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند ...

 

***

پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت:

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثة عشق تر است ......

  
نویسنده : سحر ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٥
تگ ها :