و باز هم عشق ...

به نام معشوق عاشق

عشق چیست؟

عشق اساس و بنیاد هستی است، اگر این کلمه سه حرفی نبود جهان نیز وجود نداشت ... خدایی که این جهان را خلق کرده خود عاشق است ... عاشق مخلوقاتش ... عاشق بشری که از آفریدنش بر خود احسنت گفت ... و نیز معشوق است معشوق اشرف مخلوقات ... خدا عشق را زیباترین واژهء هستی قرارداد چرا که خود زیباست و زیبایی را دوست دارد ... عشق و زیبایی مکمل یکدیگرند ... هر کجا عشق باشد زیبایی هم هست ...

عشق حقیقی چیست؟ عشق به خود؟ به بنده خدا؟ ‌ به خدا؟ 

عشق حقیقی عشقی است که خالص و پاک باشد ... بدون ریا و دروغ ... همیشگی باشد و جاودانه ... تنها به سخن نباشد و عمل چاشنی آن ... عشق حقیقی عشقی است که هر چه بگذرد شعله اش فروزان تر گردد و حرارتش بیشتر شود و گرمایش لذت بخش تر ... چنین عشقی در هر وجودی نفوذ کند آن را از هر آلودگی و زشتی پاک و مبرا می سازد ... قلب و روح را جلا می بخشد و نورانی می گرداند ... خانهء دل با حضور عشق زیباتر می شود ...

زمانی که وجود انسان به واسطهء ظهور عشق پاک و زیبا می گردد عظمت و عطوفت آفرینندهء آن برای او آشکار می گردد ... او که نور عشق وجودی خود را نشأت گرفته از نورانیت پروردگارش می داند آن را به بشری دیگر منتقل می کند ... عشق به بندهء خدا عشق به خداست ... عشق به خدا عشق به بندهء خدا را خالص تر می سازد ... همهء عشقهای حقیقی و خالص از خدا شروع و به خدا منتهی می گردند ... توجه به خدا عشق به بندهء خدا را شعله ور تر می گرداند ... عشقهایی که با گذشت زمان کم رنگ می شوند خالص و حقیقی نیستند و نتیجه عدم توجه به خدا و بارگاه اوست ... در پی عشق حقیقی و خالصانه به پروردگار عشق خالص تر به بندهء خدا ظاهر می گردد و جاودانه و همیشگی است... تنها و تنها با خالق هستی ...     

*عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست

 تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست*

  
نویسنده : سحر ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٦
تگ ها :