شميم يار

*بسم الله الرحمن الرحيم *

« به نام خداوند بخشنده و مهربان»

وجود خدا واجب است و لازمه حيات انسان

زماني که کارها با نام خدا آغاز گردد، خدايي که مي بخشد و مهر مي ورزد، سرانجامي خوش و خير دارد. عبدي که زندگي خود را آميخته به ياد معبودش مي گذارند و سرآغاز اعمال و رفتارش نام اوست، بي شک با سربلندي و افتخار به سر منزل مقصود مي رسد و به کمال و قرب الهي نايل مي شود. خدايي که در هر حال به ياد بندگانش است و مهر و عطوفت خود را به مخلوقاتش ارزاني مي کند. زندگي با نام و ياد خداوند که نه تنها خالق و آفريننده ماست بلکه بخشندگي و مهرباني خود را هيچ گاه و در هيچ حالي از ما دريغ نکرده و نمي کند، سرانجام جز بهشت برين نيست.

************************************************************

** فرشته **

هميشه پيش خودم فکر مي کردم که چرا خدا ما را بيشتر از فرشته ها دوست دارد، اونا که پاک تر از ما هستند؟ بعد جواب خودمو را اينگونه مي دادم که ما انسانها قدرت خنديدن داريم، گريه مي کنيم، اما فرشته ها چنين نيرويي ندارند.

اما ديشب که آسمون دلم از غصه هام گرفته بود، ديشب که قلبم زار مي زد، ديشب که آيينه دردهامو به رخم مي کشيد، ديشب که هواي نگاهم مه گرفته بود، زمين چشمام خيس بود از باريدن، فرشته اي کنارم نشست و پرسيد: چي شده که اينجور بي تابي؟ به من هم بگو تا با هم بار اين بي تابي رو به دوش بکشيم، به فرشته لبخند زدم و گفتم: تو يه  فرشته اي و فرشته ها فقط بايد دستورات خدا رو انجام بدن و اونم اينه که اعمال ما رو چه بد، چه خوب، توي کارنامه هامون يادداشت کنن.

وقتي اينو گفتم، ديدم چشماي فرشته از اشک تر شد، ديدم شونه هاش لرزيد، ديدم قلبش آه کشيد. گفتم: چي شده، داري گريه مي کني، مگه تو هم مي توني گريه کني، مگه جايي براي نگهداري اشکات داري، مگه ميدوني غم چيه، مگه مي دوني درد چيه؟ اصلاً تو چه فرشته اي هستي؟

نگاه بارونيشو به من دوخت و گفت: من فرشته نگهبان توام، همه آدما براي خودشون يه فرشته نگهبان دارن، فرشته اي که نه فقط مأمور محافظت از اونهاست، بلکه جزيي از وجود آدما ميشه، وقتي تو خوشحالي من هم ميخندم، وقتي هواي دلت گرفته ميشه، دل من هم ميگيره، وقتي عاشق ميشي من با تو عاشق ميشم، وقتي قلبت ترک بر مي داره، قلب من هم مي شکنه، وقتي نگاهت باروني ميشه، چشمهاي من هم سنگيني اشکامو نمي تونه تحمل کنه و سرازيرشون مي کنه.

ما فرشته ها هم گريه مي کنيم، ما فرشته ها هم آيينه دلمون از غبار دردها و غصه هاي شما مکدر ميشه، با عاشق شدنتون بالهاي ما جون ميگيره، تو آسمون عشق بال مي زنيم و شادي مي کنيم و به هم تبريک مي گيم، وقتي با خدا درد و دل مي کنيد، ما هم درد دل شما رو براي خدا فرياد مي زنيم، هر چند که اون توي قلب همه عاشقا جا داره و نميگذاره که دلاشون توي ظلمت بمونه و گم بشه. ما فرشته ها دلي به وسعت دل انسان ها داريم.

دلم آروم شد، سبک شدم، گرماي خورشيد عشق رو توي قلبم حس کردم، به اين فکر کردم که خدا به خاطر اين ما رو از فرشته ها بيشتر دوست داره که هميشه کنار ما يکي از اون فرشته هاي مهربونشه، مواظبمونه، نگرانمونه و جزيي از وجودمونه ...

چشمام پر آب بود، به صورت بي مثالش نگاه کردم، اون هم نگاه سرشار از مهربوني و عشقشو ريخت توي چشمام و بالهاشو باز کرد، با لبهاش پيشونيمو نوازش داد، بال زد و بال زد، ناپديد شد ... اما من همچنان وجودشو حس مي کنم، همين جاست کنارم ....  نگاه کن، پيش تو هم هست .........

************************************************************

پنجاه راه براي بازي کردن با اعصاب ديگران

 

روزهاي تعطيل مثل بقيه  روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

سر چهارراه وقتي چراغ  سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا  جلويي ها زود تر راه بيفتند    

وقتي ميخواين برين دست  به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

 کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين        

جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين         

 روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين    

وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين             

 از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

 در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کني

به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنيد

وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

 وقتي با بچه ها بازي  فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

موقع ناهارتوي يک جمع  جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

ايده هاي ديگران رو به  اسم خودتون به کار ببرين

بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب  نيست و سريع خارج بشين

 شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين      

 اگر سر دوستتون طاسه  مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

صابون رو هميشه کف وان  حموم جا بذارين

روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده                  

وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

بادکنک بچه ها رو بترکونين   

مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

 کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره.

ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره)    

 حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

 نصف شبها با صداي بلند  توي خواب حرف بزنين

دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

 پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

با يه پيتزا فروشي تماس  بگيرين و شماره تلفن  پيتزا   فروشي روبروييش که اون طرف خيابونه رو ازش  بپرسين

شيشه هاي سس گوجه فرنگي و سس فلفل رو عوض كنين

موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين 

 توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و شونصد بار داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

  ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين.

 

*براي قربانيان اين 50 راه، آرزوي صبري بسيار و اعصابي از فولاد مي کنم*

********************************************************

يک روز عشق از دوستي پرسيد:

تفاوت من و تو در چيست؟

دوستي گفت: من ديگران را به سلامي آشنا مي کنم، تو به نگاهي!

من آنان را به دروغ جدا مي کنم، تو با مرگ!!

*************************************************

توجه توجه

دوستان عزيز

مسأله اي مهم رو بايد بهتون يادآور بشم که اگر توي اين وبلاگ نظر بديد خير دنيا و آخرت رو مي بينيد، اما اگر نظر نديد ...

پس اگر زحمتي نيست، با عرض معذرت،  اگر در حال مشاهده اين وبلاگ هستيد يه نظر هم بديد ..

قبلا از همکاري شما سپاسگذارم...

*******************************************************

 

 

 

 

  
نویسنده : سحر ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٤
تگ ها :